مادرم...
کدامین لحظه دردناکتر از لحظه وداعت با زینب است؟!!!
زهرا جان...
چه مظلومانه جان دادی و چه غریبانه به خاک رفتی!!!
چگونه فراموش کنم زمانی را که فضه را صدا زدی....
ولی چرا فضه را...؟
چرا علی (ع) را صدا نکردی؟!!!
شاید نمی خواستی که زخم سینه ات را ببیند...
و اینک علی (ع) با قلبی شکسته و چشمانی اشکبار با تو وداع می کند......
نفسی علی زفراتها محبوسه یا لیتها خرجت مع الزفرات
لا خیر بعدک فی الحیوه و انما ابکی مخافه ان تطول حیوتی
نفرین بر امتی که تو را از علی (ع) جدا کردند...
امتی که به ظاهر مسلمان اما نه بت پرست که خود،بت بودند...
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 23:50  توسط طاهر
|
اینم چند تا دو بیتی از عمو طاهر نیمه عریان...
بی تو جانا تن بی جان چه کند؟ عاشق بی سر و سامان چه کند؟
رفتی و طاقت و ایمان بردی دل بی طاقت و ایمان چه کند؟
همچو در یا در نگاهم رازها پنهان شده
در فراغت این دلم چون باد سرگردان شده
ای نگارم سوی من لختی نظ کن کز غمت
عاشق شیدای تو چون مرده ای بی جان شده
دل به دریا می سپارم تا بیائی در دل را می نگارم تا بیائی
ای سفر کرده عزیزم روز و شب لحظه ها را می شمارم تا بیائی
بی تو ای سرو سمین غنچه شدم باد شکستم
همه پژمرده شدم مرده شدم دل به تو بستم
شوق دیدار مرا راهی بی راهه نمود
من نالایق خسته سر راه تو نشستم
(از تمام عزیزانی که دستی در شعر دارند خواهش می کنم ایراداتم را بنویسند...)
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 19:56  توسط طاهر
|
سلام بر یار مهربان
سلام بر خوب خوبان
سلام بر امام غائب از دیدگان
وسلام بر مهدی صاحب الزمان...
کجایی مولا؟!!!
کجایی که جهان در انتظارت ناله سر می کند
بیا که همه یکصدا تو را می خوانند...
کجاست مهدی(عج)؟!!!
کجاست ریشه کن کننده ستمکاران؟!!! (این المعد لقطع دابر الظلمه؟!!!)
کجاست راست کننده کجی ها؟!!! (این المنتظر لاقامه الامت و العوج؟!!!)
کجاست باز گرداننده دین و آئین حقیقی؟!!! (این المتخیر لاعاده المله و الشریعه؟!!!)
کجاست محو کننده نفاقها و هوا پرستی؟!!! (این طامس آثار الزیغ و الاهواء؟!!!)
کجایی مولا؟!!!
کجایی که عناد و گمراهی همه جا را فرا گرفته و تنها تو می توانی.....
(این مستاصل اهل العناد و التضلیل و الالحاد؟!!!)
بیا بیا که دوستانت جز تو کسی را ندارند. (این معز الولیاء؟!!!)
+ نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 14:7  توسط طاهر
|